جامه از تن بکن
من
نیز
وامدار عشقم

***
مرا
به بوسه ای
میهمان کن
دلم
سخت گرفته است
***
زمستان را میخواهم
مرا
در بطن دارد

***
در
دنیای مردانه تان
هیچ
خبری نیست
نمیبینی؟
***
اگر
بیایی
این
کرشمه
حرام نخواهد شد

***
من
با درختها
خویشاوندم
میدانستید؟
***
از
عشق تا دوستی
فاصله
فقط
خواستن است

***
سایه ام
بیابان است
خیابانهای آسفالته
سایه نمیخواهند
***
بیرون سرد است
تنم
گرم
گرم
دوستی در بطن دارم

***
دستم را بگیر
گدای دوست داشتنم
***
|