دایرهالمعارف فرهنگ علوم، نوشتهی موسی نباتی،
تروریسم را «عقیده به لزوم آدمكشی و تهدید و تخویف [خوار
كردن] و تخریب و ایجاد وحشت در میان مردم برای برانداختن
حكومت و در دست گرفتن زمام دولت [یا حكومت] یا تحمیل عقیده
و فلسفهای به جامعه» تعریف كرده است.
در این تعریف، تروریسم با آدمكشی آغاز میشود، و با
تهدید، تخویف، تخریب و ایجاد وحشت در میان مردم، تكمیل
میشود. هدفش هم اساسا برانداختن حكومت است و رسیدنش به
قدرت!
پس از جنگ جهانی دوم كه چندی پیش شصتمین سال به پایان
رسیدنش را همهی جهان جشن گرفت، اولین كسی كه در ایران
ترور شد، تاریخ نگار، زبانشناس و متفكر برجستهی ایران
شادروان احمد كسروی بود. سنبهی تروریستهای او آنچنان پر
زور بود كه حتا دادگستری و دولت وقت ایران در سال 1324
خورشیدی جرات نكردند به جنازهی پاره پاره شدهی او و منشی
وفادارش كه در كاخ دادگستری ترور شده بودند، نزدیك شوند.
طراح و سازماندهندهی این ترور، بجز اجازه و فتوایی كه از
برخی روحانیون مخالف روشنگری داشت، شخصا نیز با شخص احمد
كسروی مشكل داشت. یرواند آبراهامیان دلیل دیگر ترور احمد
كسروی را از سوی جریان منتسب به نواب صفوی، بجز روشنگری
كسروی در باب دكانداران دین، سنی قلمداد كردن اجداد
سلسلهی صفویه از سوی كسروی دانسته است. نواب از این كه
كسروی پتهی پادشاهان صفوی را روی آب ریخته بود، خیلی از
دست كسروی ناراحت بود. در كتابهای تاریخی به جامانده از
همان دوران صفویان، روشهای تروریستی اجداد شاه اسماعیل ـ
شیخ جنید و شیخ حیدر ـ به خوبی نشان داده شده است. یكی از
شیوههای تروریستی این شیوخ انداختن گربهی آتش گرفته در
خانههای مخالفینشان برای ایجاد جو رعب و وحشت و امنیت
شكنی و وادار كردن ایشان به سكوت و تسلیم بوده است. نواب،
بنیانگزار جریان تروریستی «فدائیان اسلام» به این دو دلیل،
احمد كسروی را برای دست گرمی تروریسم و جا انداختن این
شیوهی مرضیه در ایران آن زمان برگزید و البته موفق هم شد.
كسروی در كتاب «تاریخ پانصدسالهی خوزستان» مینویسد:
«در تاریخهای صفوی، همیشه پرده بر روی خونخواریها و
زشتكاریهای شاه اسماعیل [صفوی] كشیدهاند و این است كه
او، از پادشاهان نیكوكار شمرده میشود؛ در حالیكه كارهای
زشت بسیار كرده و اگر در تاریخ جستجو شود، تاختوتازهای
ازبكان در خراسان و ویرانكاریهای عثمانی در آذربایجان،
بیشتر میوهی كارهای ناستودهی این شاه بود.
«شاه اسماعیل، بنیانگزار سلسلهی صفوی [مرشد كامل] یك
گروه زندهخواران در دربار داشته است كه زیر نظر
جارچیباشی شاه، انجام وظیفه میكردند و ماموریت داشتند
كه به محض اشارهی وی، گوشت بدن مجرم را به دندان قطعه
قطعه كنند و بخورند. این رسم تا پایان عصر صفوی برقرار
ماند.»
بدبختانه نواب زنده نماند تا حكومتی را كه آن همه برای
آن «جانفشانی» كرده بود، ببیند، ولی برخی از یارانش ماندند
و بعدها فرزندان و ادامه دهندگان راه او، با همان شیوهی
آدمكشی، تهدید، تخویف، تخریب و ایجاد وحشت در میان مردم،
به حكومت رسیدند.
سازمان مجاهدین خلق یكی از گروههای ادامه دهندهی این
شیوه برای رسیدن به قدرت، درست در همان سال اعدام نواب
صفوی ـ و لابد برای بزرگداشت نواب ـ تاسیس شد. مجاهدین نیز
كوشیدند با همان شیوههای آدمكشی، تهدید، تخویف، تخریب و
ایجاد وحشت در میان مردم، چه پیش و چه بعد از بهمن 57 به
قدرت برسند.
جریان به جا مانده از دوران تاسیس سازمان مجاهدین كه
بیرون از این جریان، از چند پیرمرد بالای 55 سال تشكیل
میشود، از این كه ما و دنیای پس از گسترش تروریسم در
جهان، اعضا و بنیاگزاران این جریانها را «تروریست» معرفی
میكنند، به شدت گزیده شدهاند. اینان آدمكشی را «اعدام
انقلابی»، دزدی و گردنه گیری را «مصادرهی انقلابی»، ایجاد
رعب و وحشت در میان مردم را «امنیت و ثبات شكنی»، تهدید را
«خروش انقلابی مجاهدین و فدائیان رهایی»، تخریب را «مبارزه
با امپریالیسم»، وطنفروشی و گرفتن امكانات از كشورهای
خارجی را برای به بن بست كشاندن حكومتهای درگیر با آنها،
«سفر به جوار خاک میهن»، و كشتن سربازان را «برافروختن آتش
در كوهستانها»…
نامگذاری كردهاند.
در كشورهای مدرن و متمدن، نه تنها تروریسم، بلكه حمایت
از تروریسم هم جرم و جریمه دارد. هاینریش بل نویسندهی
نامدار آلمانی را برای حمایتی كه از گروه تروریستی
«بادرماینهوف» كرده بود، دستگاه قضایی آلمان به دادگاه
كشاند.
چندی پیش در ماه ژوئن 2003 كه مریم قجرعضدانلو بدلایل
گوناگون و از جمله طراحی ترور 25 نفر از مخالفین سازمانش،
دستگیر و به زندان كشانده شد، یكی از همان 55 سالهها و
همراهان بنیانگزاران این جریان ـ با این كه سالها بود از
این جریان به دلیل همكاری با حكومت اسلامی كنار گذاشته بود
ـ كوشید از حقوق شهروندی تروریستها و رهبرشان در اروپا
حمایت كند. این فرد كه همچنان در منگنهی دو حكومت در قدرت
و در سایه، در حال معلق زدن است، با استناد به قوانین
شهروندی حقوق یك پناهنده، طی اطلاعیهای از عیال رهبر
تروریستها حمایت كرد. در همین غرب اگر یك شهروند غربی ـ
نظیر هاینریش بل ـ نیز از تروریسم و تروریستهای وارداتی و
محلی حمایت كند، به دادگاه كشانده میشود، چه برسد به
گروهی كه كارنامهی چهل و چند سالهاش فقط آدم كشی، تهدید،
تخویف، تخریب و ایجاد وحشت در میان مردم بوده است...
9 ماه مه 2005 میلادی