|
زنک در یکی از نشستهای مجاهدین به ابراهیم
ذاکری «شهید راه سرطان» که مسئول کمیسیون
تروریسم این جریان بود و دیگر نیست، با
اصرار رهنمود میداد که چرا مرا نمیکشند تا
از شر انتقادهایم خلاص شوند.از
دیگر شکر میل کردنهای این بانو یکی هم این
است که هر وقت خبر میشود زن و مردی بدون
کاغذ باهم هستند، شلوار کردی اش را میکشد
به پاش و میرود دم در خانه ی مردم به حشر
کشیدن و آبروریزی کردن. اینها بلا نسبت
بلا نسبت شما «اپوزیسیون» حکومت اسلامی
هستند!!
خواب عجیبی دیدم. خانه ای که در آن زندگی میکردم، بدون اطلاعم
تخلیه شده بود و به جایی دیگر منتقلش کرده
بودند که هم به محل کارم دور بود و هم هیچ
چیز درست و حسابی نداشت. تازه خانه ی بابا
و مامان را هم جابجا کرده بودند. اما
خانه خاصیتی داشت که این دخترک آتشپاره
نمیدانم چه میکرد که همزمان از خودش عکس و
فیلم میگرفت و عکسهاش روی پنجره ها
میافتاد. اگر کمی حوصله داشتم، یا اصلا
بلد بودم، این ایده میتوانست «انقلابی» در
تکنیک ایجاد کند و مرا از این بی پولی و
پیسی درآورد. حیف.
بعضی وقتها که حوصله دارم و دلم تنگ
میشود، اسمم را که تنها یادگار بابا جان
نازنینم است، میزنم تو یکی از این
جستجوگرها مثل گوگل و یاهو و... تا ببینم
تا کجای این دنیای گل و گشاد مجازی
اینترنتی را فتح کرده ام، و تا کجاها را
نوازش و یا گاه زخمی کرده ام. این هم مرضی
است. درست مثل مرض شمردن خواننده ها در
شمارشگر سایتم. ولی مرض بدی نیست. یک کمی
«خود شیفتگی» توش هست، ولی چون به کسی
آزاری نمیرساند، اجازه میدهم بدون سانسور
و سرکوب در خودآگاه و ناخودآگاهم عمل کند.
همین چندی پیش زدم تو گوگل و یک دفعه دیدم در صفحه ی اول سایتی
به نام ... – بهتر است اسمش را نیاورم که
معروف نشود – اصلا لابد پاچه ی مرا گرفته
است که اسمش را ببرم و معروفش کنم.
فوتینا!
نوشته بود فلان کسک مرا طلاق داده چون
روابط مشکوکی با وزارت اطلاعات جمهوری
اسلامی داشته ام... یا کس دیگری زیر یکی
از داستانهایم کامنت داده و پرسیده است:
«خانم فلانی از وزارت اطلاعات چه خبر؟»
بعد مثل این که دلش خنک نشده باشد، دوباره
نوشته بود: «آمده ای اینجا این سایت را هم
وزارت اطلاعاتی کنی؟» در مورد وزارت
اطلاعات حکومت اسلامی چیزی نمینویسم. لازم
نیست. کارهام خودشان گواه «ارتباط»م با
این آدمکشان هستند، مگر این که مثل آن
دیوانه ی کبیر مجاهد سابق معتقد باشیم که
وزارت اطلاعات در تقسیم کار اداری اش، بخش
نقد اسلام و نقد مردسالاری را به من
واگزار کرده است؟! هاهاها |