صفحه نخست > از دیگران >  معرفی کتاب وارياسيون سبز (دکتر فرشته حجازی) 

معرفی کتاب وارياسيون سبز (دکتر فرشته حجازی)

  از نادره افشاری

   ناشر: نيما، آلمان

   چاپ اول، ۱۳۸۱/ ۲۰۰۳، به قطع ۱۴/۵ در ۲۱ سانتيمتر

   ۲۲۰ صفحه، جلد نرم

 

جلد کتاب مطابق با عنوانش سبز و به طرحی از ميثاق پورسيفی آراسته شده. کتاب شامل ۲۵ نوشته از خانم افشاری است که با جملات و بيان ساده و قابل فهم تحرير يافته است. پيش گفتار کتاب متن مصاحبه ای است که مانوک خدابخشيان با نويسنده در دسامبر ۲۰۰۲ انجام داده و از راديوی صدای ايران پخش گرديده است.

اين نوشته‏ها که با عناوين: تعبير شکل برای تعيين محتوا، آزادی شک کردن، کمدی الهی ۳۰ خرداد بيست سال بعد، خيال کنيم من هم رفته‏ام ايران، طلاق در تجربه‏های دم دست، پيش زمينه‏های حکومت اسلامی، از شير مرغ تا جان آدمی زاد، کمی هم درباره‏ی شجاعت، حاشيه‏ی دوم کمی هم درباره‏ی شجاعت، يادداشتی برای مهندس محسن نجات حسينی، حس غريب، من از ميثاق شاهزاده حمايت می‏کنم، اکبر آقا، يادداشتی برای يک کربلايی، قضيه‏ی کتاب من و ميمون‏های ابتر، حاجی کمتر از پنجاه‏تا صرف نمی‏کنه، من و مرد و درخت، جنگی تن به تن و لحظه به لحظه، دروغ جاويدان، يک اتفاق ساده، می‏شود، چيزی مثل تئاتر ملا نصرالدين، مامی‏خنديديم و نازن، متن اصلی کتاب را تشکيل می‏دهد، شامل انتقادات و افشاگری‏هايی در رابطه با اعمال و قوانين رژيم جمهوری اسلامی ايران و همچنين سازمان مجاهدين خلق است که اکثراً بر اثر تجربه‏های نويسنده نوشته شده است.

خانم افشاری که از مدافعين سرسخت حقوق زنان است، افکار خود را در لباس مثال‏هايی از واقعيت تلخ زندگی زنان به خوبی بيان کرده است. در اين کتاب به حقايقی اشاره شده که کمتر می‏توان در آثار ديگری يافت. برای اطلاع خوانندگان چند نمونه زينت بخش اين معرفی می‏گردد:

«برای تويی که يک مردی، فهميدن اين حس غريب حتماً سخت است، همان قدر هم غير ممکن که تصور جنين از دينای پس از تولد؛ و به همين دليل است که من فمينيست بودن مردان را بيشتر يک تعارف و خوش آمد می‏دانم تا اين که بتوانم جدی‏اش بگيرم.» (ص ۱۱۳)

«چند سال پيش در سويس زنی فرنگی ازم پرسيد: چرا مردهای ايرانی در خيابان زن‏ها را انگولک می‏کنند؟ من پانزده سال در ايران بودم و هر روز اين انگولک‏ها جيره‏ام بود.» (ص ۵۴)

«تا آنجا که تاريخ معاصر ايران خبر می‏دهد، اولين بانويی که توانست عليرغم داشتن درجه‏ی اجتهاد مذهبی، اين کفن سياه را از سر بردارد و تعريف کاملاً تازه‏ای از زنِ ايرانی حاضر در متن فعاليت‏های سياسی و اجتماعی دورانش بدهد، طاهره قرةالعين – زرين تاج قزوينی – از رهبران بابيه بود که ۱۵۰ سال پيش به اين مهم همت گماشت. طاهره توانست با شجاعتی بی‏نظير با آن تعريف کهنه از زن ايرانی بجنگد و در نهايت سرش را نيز بر سرِ آرمانش بگذارد. حرکتی که ما حالا به آن، انتخاب آزادانه‏ی پوشش يا آزادی انتخاب پوشش می‏گوييم. هرچند ناصرالدين شاه تلاش بسيار کرد که اين بانوی آزاده را به حرمش بکشاند و او را – به تعبير خودش – بانوی حرم گرداند و در نهايت همان تعريف زن حرمسرايی را در مورد او و بالطبع بقيه‏ی زنان ما القا کند، اما اين بانوی شاعر و سنت شکن – اگر بتوان شرايط حاکم بر جو جامعه‏ی ۱۵۰ سال پيش ايران را تصور کرد – به پيشنهاد شاه جواب منفی داد و در پايان هم جانش را در راه آرمان آزاديخواهانه‏اش گذاشت. نتيجه از پيش معلوم بود: او را به دستور رهبری شيعه خفه کردند و در چاه انداختند.» (ص ۳۱)

«... من فکر می‏کنم، بچه‏های من خيلی چيزها را به من ياد دادند. من از بچه‏هام خيلی چيزها ياد گرفتم. اول از همه ياد گرفتم که انسان، انسان است و زندگی فقط يک بار است و هيچ کس حق ندارد، به هيچ بهانه‏ای کسی را از زندگی محروم کند. ياد گرفتم که انسان حق دارد، عقيده داشته باشد و حق دارد، عقيده‏اش را هر وقت که خواست، عوض کند، چون آدم رشد می‏کند. ياد گرفتم که مذهب، چشم و ابرو نيست که آدم از پدر و مادرش به ارث ببرد. می‏شود مذهب و عقيده را عوض کرد. می‏شود خيلی چيزها را ياد گرفت. ياد گرفتم که هيچ انسانی از انسان ديگری بهتر نيست و هر کس خودش مسئول خودش و عملکردهای خودش است...» (ص ۲۴، از پيش گفتار)

 

بالای صفحه