صفحه نخست > از دیگران >   نگاهی زیر چشمی به کتاب ِ یاد داشت های دیمی نادره افشاری

 

نگاهی زیر چشمی به کتاب ِ یاد داشت های دیمی نادره افشاری

محمود صفریان

 

گمان نمی کنم این یاد داشت ها خیلی هم دیمی باشند.
 وقتی با چنین دقت، حوصله، و بخصوص وسواسی، یاد داشت بر داری می شود، گمان نمی کنم بتوان به آن ها " دیمی " گفت. اتفاقن بسیار هم با دقت و حضور ذهن و بخصوص، نظم،  تنظیم شده اند. حتا پس از نوشتن باز نگری هم داشته اند و به سمع و نظر " بچه ها " نیز رسانده شده است.
"
...یکی از درد سرهام این است که بچه هام اجازه نمی دهند مسائلشان در این یاد داشت ها بیاید اگر هم چیزی می نویسم باید از آن ها اجازه بگیرم "
اما به واقع، کمتر نوشته ای لذت خواندن " یاد داشت " های دیگران را دارد، لذتش همپایه

"
غیبت! " است.
 ولی جستجوهایم برای یافتن این لذت! " در انبوه این یادداشت ها " به جائی نرسید  .
بدون شک گذران زندگی خانم افشاری جز " قسمت سیاسی، مبارزاتی و سر خوردگی و..." جنبه های رمانسی هم داشته است که متاسفانه در این یاد داشت ها جایشان خالی است. بیشتر این یاد داشت ها یا کاملن ویا یک جورائی در جاده سیاسی است، که نمی تواند برای خواننده جاذبه ای داشته باشد. انتظار می رفت کمی هم قفل قلب را بگشاید و بگذارد خواننده ای که نه برای " شهر اشرف و خ
انم مریم عضدانلوو...." رفته است سراغ این یادداشت ها، بخواند و ببیند که
 " دزدی های بوسه و باز ستانی آن که سود دوچندان دارد "
در این یاد داشت ها چگونه بوده است.
بنظر من دفتر یاد داشت، کمی هم باید محراب اعتراف باشد، اعتراف به قصه ی شیرین عشق.
 خواننده به قصد نشستن " کشیش وار "  و شنیدن حرف های دل است که به سوی محراب دفتر خاطرات می رود  " به همانگونه که من ".
 من با نگاه به این یاد داشت ها و انگیزه ای که " اعتراف! کردم "  به یاد این سروده " فایز دشتستانی " افتادم که چون من تیرش به سنگ خورده بوده است
"
به سیل باغ رفتوم باختوم مو "
آنجا که حریصانه به دنبال نجوا های شیرین در پستو های این یاد داشت ها هستی، برخورد چندین و چند باره ات به جمله "
مرتکب شدم " یا " مرتکب می شود "  شاد پشیمانت می کند، و احساس می کنی در " کلانتری " نشسته ای و داری به حرف های افسر نگهبان گوش می دهی.
دفتر یاد داشت، مطالبش باید " یکه چین " باشد، نمی توان همه پرونده زندگی را در آن ریخت، چون در اینصورت دیگر دفتر نیست، بلکه کتابی با قطری بیشتر از  " دیوان شمس تبریزی، که از مثنوی هم قطور تر است " می خواهد.

البته نثر خواندنی و طناز نویسنده، کشش و انگیزه کافی به خواننده می دهد. هرچه باشد نویسنده این یاد داشت ها در کارنامه خود کتاب های زیادی را در تمامی زمینه ها دارد، و بسیاری از داستان های کوتاه او، نمونه های ماندگاری هستند. خانم نادره افشاری در زمینه نوشته های تحقیقاتی بخصوص در بررسی هائی که در نمایاندن خرافه زدائی  انجام داده است سمت پیشکسوتی دارد.
 نمونه ای ازنثر این کتاب را می توانید در یاد داشت روز:
18 ژوئن 2004 ملاحظه کنید.

خواندن این یاد داشت ها را توصیه می کنم چرا که با شروع می نشینی کنار دریچه های " شهر فرنگی " و چه ها که نمی بینی...از کتاب ها و نویسنده ها و شخصیت های متعددی نام برده می شود و البته ارتباطشان با نویسنده، برایت جذاب است.

در این یاد داشت ها باز از " مردی به این لوسی " نام برده شده است، " مرد لوسی " که در بسیاری از کارهای اخیر ایشان " حتا در رادیو " بی نصیب نمانده است. حالا چرا نویسنده ای با این همه " قلدری " پای بندی ذهنی به " مردی لوس " دارد. خودش می داند.

این کتاب خواندنی بصورت PDF در صفحه " کتابخانه " گذرگاه، جهت خواندن و برداشت موجود است.